بگذاربه جای اینکه برای تسکین دردم التماس کنم.توانایی غلبه برآن راداشته باشم.
بگذاربه جای اینکه درجبهه ی نبردزندگی دنبال متحدبگردم.به توانمندی های خودمتکی باشم.
بگذاربه جای اینکه نگران خودباشم.دل به صبری ببندم که آزادی ام رانویدمی دهد.
عطایی کن تاازترس فاصله بگیرم ورحمت تورانه فقط درموفقیت هایم بلکه آن راهمچنین درشکستهایم
احساس کنم!
(رابیندرانات تاگور)

دیشب داشتم یکی ازسری کتابهای (شماعظیم ترازانی هستیدکه تصورمی کنید)نوشته ی مسعودلعلی رومیخوندم که چشمم خوردبه این دعاوخیلی به دلم نشست وگفتم بنویسمش.
***تسلیت میگم این ایام رو والتماس دعادارم ازهمتون![]()
به شوق کودکانه ی آن دوران به بازیهای عاشقانه شان نمی نگرند
به قلب گرم ماه وستاره ها به صورت سردآفتاب نمی نگرند
اگربه زیرشاخ تلاجن نمی روند به سیب سرخ درختان نمی نگرند
طلاونقره والماس می خواهند ولی به جیب خالی خودنمی نگرند
به سوی تاج وتخت وطلامی روند چون دگربه قدوقامت خودنمی نگرند
وردازاین وآن کنندولی به پیرافتاده ای نمی نگرند
گویندازان ماست وسعت وبخشندگی بازبه دریای بی کران نمی نگرند
کنندبه دیگران خساست وپستی دگربه سخاوت زمین نمی نگرند
گوینددرآن بالاست جای ما چون دگربه لطف ومقام خدانمی نگرند
این شعررو(طلای عزیزم)برام نوشته وازش به اندازه ی دنیاهاتشکرمیکنم![]()
![]()
میخواستم دعوتتون کنم به آدرس زیرکه یه سری بهش بزنین واگرمایل بودین بیشتردربارش بدونین من درخدمتتون هستم وواستون توضیح میدم.:
