چشم به راه ومنتظر.هزارسال
لیلی راه هارااذین بست ودلش راچراغانی کرد.مجنون نیامد.
مجنون نیامدنی است.
خداازپس هزارسال لیلی رامی نگریست.چراغانی دلش را.چشم به راهیش را
خدابه مجنون می گفت نرود.مجنون حرف خداراگوش می گرفت.
خداثانیه هارامی شمرد.صبوری لیلی را
عشق درخت بود.ریشه می خواست.صبوری لیلی ریشه اش شد.
خدادرخت ریشه داررااب داد.
درخت بزرگ شد.هزارشاخه.هزاران برگ.ستبروتنومند
سایه اش خنکی زمین شد.مردم خنکی اش رافهمیدند
مردم زیرسایه ی درخت لیلی بالیدند.
لیلی چشم به راه است.
درخت لیلی ریشه می کند.
خدادرخت ریشه داررااب می دهد.
مجنون نمی اید.مجنون هرگزنمی اید.
زیراکه مجنون نیامدنی است.زیراکه درخت ریشه می خواهد.
(عرفان نظرآهاری)
*********************************************************************
وبه مناسبت تولدآقای خنده مرحوم منوچهرنوذری :
این متن روسحر نوشته ومن به خاطراینکه به دلم نشست واستون مینویسم.
تولدآقای خنده برای تبسم های کوتاه تونیست.
برای دیدن دوباره ی زندگی نیست.
تولداقای صداوخاطره برای شکستن ظرف جدی دنیانیست.
که اوهیچ وقت هیچ چیزراجدی نمی گرفت.
تولدآقای عشق وماندن
برای دل توست که دیوانه می کندهمه ی ماراکه دلبری راارج مینهیم.
تولدآقای خنده وخاطره وصداوعشق
حتی درنبودنش بردوستان وشاگردانش مبارک...
۱۴اردیبهشت تولدت راجشن می گیریم.
آقای ملون.آقای منفردلحظه های شیرین
اگرچه دربین مانیستی اماحضورپررنگت درذهن مانقش بسته.
صورت تبسم.کلامت شیرین.صدایت الوان موزون تولد
ونگاهت شادی بخش مجلس است.
رفتنت خاموشی شمع رابه دنبال داشت.شمعی که به پای ان دوستدارانت سوختند
استادبزرگ تولدت مبارک![]()
بااجازه ازنگین وسحرعزیزکه بااینکه واسم نااشنان ولی کلامشون به دلم نشست.
وبااینکه شایدسن وسال مااونقدری نباشه که کارهای استادوشنیده ودیده باشیم
امادرحال حاضراثارکارهاشونوشاهدیم.
