تبليغاتX
پیدای پنهان

پیدای پنهان

روی پای ترباران به بلندای محبت برویم دربه روی بشرونوروگیاه وحشره بازکنیم...
درسینه ات نهنگی می تپد!
این که مدام به سینه ات می کوبد قلب نیست.ماهی کوچکی است که داردنهنگ می شود.

ماهی کوچکی که طعم تنگ ازارش میدهد وبوی دریاهوایی اش کرده است.

قلب هاهمه نهنگاننددراشتیاق اقیانوس

اماکیست که باورکنددرسینه اش نهنگی می تپد؟!

آدم هاماهی هارادرتنگ دوست دارندوقلب هارادرسینه.

اماماهی وقتی دردریاشناورشدماهی است وقلب وقتی درخداغوطه خوردقلب است.

هیچ کس نمی تواندنهنگی رادرتنگی نگه دارد.

توچطورمی خواهی قلبت رادرسینه نگه داری؟

وچه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شودووقتی دریامختصرمیشود

ووقتی قلب خلاصه میشودوآدم قانع.

این ماهی کوچک امابزرگ خواهدشدواین تنگ تنگ خواهدشدو

این آب ته خواهدکشید.

تواماکاش قدری دریامی نوشیدی وکاش نقبی می زدی ازتنگ سینه به اقیانوس

کاش راه آبی به نامنتهامی کشیدی وکاش این قطره رابه بی نهایت گره می زدی.

کاش...

بگذریم...

دریاواقیانوس به کنار.نامنتهاوبی نهایت پیشکش.

کاش لااقل آب این تنگ راگاهی عوض می کردی.

این آب مانده است وبوگرفته است.

وتومی دانی آب هم که بماندمی گندد.آب هم که بماندلجن می بندد.

وحیف ازاین ماهی که درگل ولای بلولد

وحیف ازاین قلب که درغلط بغلتد!

                                                             ( عرفان نظرآهاری)

واماجواب محبت هاتون:

ازتمام کسانی که تواین مدت قدم روچشم ماگذاشتن وباکامنت هاونظراتشون باعث دلگرمی من شدم خیلی ممنونم.

فاطمه سارای عزیزم که اون روبان افتتاح اینجاروبرید.

دریای عزیزکه باحرفاش منوشرمنده کرده.

همشهری های گلم آساره والهه وآزاده که ازهرسه شون ممنونم.

مرضیه ی عزیزکه خودش میدونه چقدرمنوخوشحال کرده.

ساراجون که متن بالارومدیون اون هستم چون اون به من این کتاب رومعرفی کرد.

زهراکه خیلی لطف داره.

فرنازعزیزکه بانصیحت خوشگلش همیشه منومیترسونه که نکنه یه وقتی...

ارکیده.النازورویای عزیز

آقامهدی وآزیتاوگروه هم نفسان

زهراجان اجازه ی مادست شماست البته که میتونی متن روتووبلاگت بنویسی.

محمدرضاومینو

ودرآخرملیکای عزیزم که بعدمدت هاتونستم اسمشووکامنتشوبخونم اونم تووبلاگ خودم

ازهمتون ممنونم وامیدوارم موفق باشین

                                   یارضا

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت6:30توسط میترا |