یامدبرالیل والنهار
یامحول الحول والاحوال
حول حالناالی احسن الحال
عیدبرهمتون مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک
تواون لحظه های ناب تحویل سال منوفراموش نکنین!
حواستون باشه توخونه تکونی قلبتون منوبیرون نندازین!![]()
راستی این ایام روبه ساحت مقدس اقاامام رضاورسول خداوامام حسن مجتبی تسلیت میگم.
گفت:عزیزترازهرچه هست.توتنهادرآن لحظات دلتنگی که درتمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی.من آنی خودراازتودریغ نکرده ام که تواینگونه هستی .من همچون عاشقی که به معشوق خویش مینگردباشوق تمام لحظات بودنت رابه نظاره نشته بودم.
گفتم:پس چراراضی شدی من برای آن همه دلتنگی اینگونه زاربگریم؟
گفت:عزیزترازهرچه هست.اشک تنهاقطره ایست که قبل ازانکه فرودآیدعروح می کند.اشکهایت به من رسیدومن یکی یکی برزنگارهای روحت ریختم تابازهم ازنس نورباشی وازحوالی آسمان چراکه تنهااینگونه می شودتاهمیشه شادبود.
گفتم:آخرآن چه سنگ بزرگی بودکه برسرراهم گذاشته بودی؟
گفت:بارهاصدایت کردم.آرام گفتم ازاین راه نروکه به راهی نمیرسی.توهرگزگوش نکردی وآن سنگ بزرگ فریادمن بودکه عزیزترازهرچه هست ازاین راه نروکه به ناکحاآبادهم نخواهی رسید.
گفتم:پس چراآن همه درددردلم انباشتی؟
گُفت:روزیت دآدم تاصدایم کنی.چیزی نگفتی.پناهت دادم تاصدایم کنی.چیزی نگفتی.بارهاگل برایت فرستادم کلامی نگفتی.می خواستم برایم بگویی آخرتوبنده ی من بودی!چاره اي نبودحزنزول درد که تواینگونه شدکه صدایم کردی.
گفتم:پس چراهمان باراول که صدایت کردم دردرااز دلم نراندی؟
گفت:اول بارکه گفتی خداآنچنان به شوق آمدم که حیفم آمدباردگرخدایت را نشنوم.توبازگفتی خداومن مشتاق تربرای شنیدن خدایی دیگر من میدانستم توبعدازعلاح دردبرخداگفتن اصرارنمی کنی وگرنه همان باراول شفایت می دادم.
گفتم:مهربان ترین خدادوست دارمت...
گفت:عزیزترازهرچه هست من دوست تردارمت...
